|
زندگی چیست؟ نمودی از هوای نفس ، عیش و آوای جدایی ، . . . . . بطن مادرانمان ، مکان چهره آرایی پشت صحنه و خود ، بازیگرانی آماده ی نقش آفرینی ، در این نمایش خنده انگیز زود گذر ، . . . . . سپهر گردون ، تماشا گر تیز بین و فرزانه ، بر تختی نشسته : نظاره گر ایفای نقش و لغزش بازیگران ، آرامگاهی که ما را از دیدگان کنجکاو خورشید ، پنهان می سازد ، پرده ای ست که در صحنه پایانی فرو می افتد . بدین سان ، تا فرا رسیدن آسایش ابدی ، پیش می تازیم و نقش می بازیم : تا صحنه ی آخر ، که می میریم . . . . . . و آن ، دیگر بازی نیست . . . + نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387 9:45 توسط Davoud
|