|
گل زیبا به پروانه آسمان چنین می گفت : فرار مکن ، ببین سر نوشت ما با یکدیگر چقدر فرق دارد ! من در جای خود می مانم و تو میروی . نگاه کن ما چقدر به یکدیگر علاقه داریم . ما دور از آدمها زندگی می کنیم . آنقدر به هم شباهت داریم که مردم می گویند هر دوی ما گل هستیم . ولی افسوس . . . تو آزادی و من اسیر زمین هستم ، چه سرنوشت وحشتناکی ! چقدر دوست داشتم ، می توانستم پرواز تو را در آسمانها با نفس خود عطرآگین کنم . ولی تو دور از من از میان گل های دیگر فرار می کنی و من باید در جای خود بایستم و چرخیدن سایه ات را زیر پاهایم تماشا کنم . تو میگریزی و باز میگردی . . . و عاقبت به جای دیگر می روی تا بهتر بدرخشی و برای همین است که هر روز صبح تو مرا گریان می بینی ! آه . . . . . برای اینکه عشق ما پایدار بماند ، ای پادشاه من ، یا تو هم مثل من ریشه بگیر ، یا مرا هم مثل خودت بال بده ! + نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386 11:46 توسط Davoud
|